18 آگوست چگونه با ابهام روبرو شویم؟ وقتی نمی دانیم چه خواهد شد؟
چگونه با عدم قطعیت کنار بیاییم؟
منتظر پاسخ یک پیام هستید و چند ساعت گذشته است.
ذهن شروع میکند:
«چرا جواب نداد؟»
«نکند ناراحت شده؟»
«شاید دیگر نمیخواهد با من صحبت کند.»
«اگر رابطه تمام شود چه؟»
اما واقعیت در این لحظه بسیار سادهتر است: هنوز پاسخی دریافت نشده است.
فاصله میان «آنچه واقعاً میدانیم» و «آنچه ذهن برای پر کردن جای خالی میسازد» یکی از جاهایی است که اضطراب میتواند رشد کند.
زندگی پر از چنین موقعیتهایی است. نتیجه یک آزمایش پزشکی هنوز مشخص نیست، نمیدانیم در مصاحبه کاری پذیرفته میشویم یا نه، درباره آینده یک رابطه مطمئن نیستیم یا باید تصمیمی بگیریم که هیچکدام از گزینههای آن نتیجه کاملاً قابلپیشبینی ندارند.
در روانشناسی، دشواری شدید در تحمل چنین موقعیتهایی با مفهومی به نام عدم تحمل عدمقطعیت یا Intolerance of Uncertainty (IU) بررسی میشود؛ اصطلاحی که گاهی در فارسی «عدم تحمل ابهام» نیز ترجمه میشود.
عدم تحمل ابهام دقیقاً چیست؟
عدم تحمل ابهام یعنی فرد صرفِ «ندانستن» را بهسختی تحمل کند و موقعیت نامطمئن را بیش از حد تهدیدکننده، ناراحتکننده یا غیرقابلقبول تجربه کند.
در چنین شرایطی ممکن است ذهن بگوید:
«باید بدانم چه اتفاقی میافتد.»
«تا مطمئن نشوم نمیتوانم آرام باشم.»
«اگر نتوانم همه احتمالات را بررسی کنم، ممکن است اتفاق بدی بیفتد.»
«باید تصمیم صددرصد درست را پیدا کنم.»
نکته مهم این است که مشکل لزوماً خودِ ابهام نیست؛ واکنش ما به ابهام است.
پژوهشها نشان دادهاند که این ویژگی فقط به اختلال اضطراب فراگیر محدود نیست و در طیفی از مشکلات اضطرابی و هیجانی دیده میشود؛ به همین دلیل امروزه از آن بهعنوان یک سازه «فراتشخیصی» یاد میشود.
البته داشتن مقداری ناراحتی در شرایط نامطمئن کاملاً طبیعی است. مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که نیاز به قطعیت آنقدر زیاد شود که تصمیمگیری، روابط، تمرکز یا زندگی روزمره را مختل کند.
چرا ابهام اینقدر اضطرابآور است؟
مغز انسان برای پیشبینی آینده طراحی شده است. دانستن اینکه چه اتفاقی قرار است رخ دهد، امکان برنامهریزی و آمادگی را بیشتر میکند.
اما در بسیاری از موقعیتها اطلاعات کافی وجود ندارد.
ذهن در این حالت ممکن است بهجای گفتن:
«نمیدانم چه خواهد شد»
بهسرعت به سمت این نتیجه حرکت کند:
«چون نمیدانم چه خواهد شد، ممکن است اتفاق بدی بیفتد و باید همین حالا تکلیف را مشخص کنم.»
اینجاست که «ندانستن» به «تهدید» تبدیل میشود.
در پژوهشها حتی دو شکل نسبتاً متفاوت برای این مسئله مطرح شده است. یک شکل بیشتر به نیاز شدید برای دانستن آینده مربوط است؛ مثلاً «باید بدانم چه اتفاقی خواهد افتاد». شکل دیگر بیشتر خودش را بهصورت متوقف شدن در برابر عدمقطعیت نشان میدهد؛ مثلاً «تا مطمئن نباشم نمیتوانم کاری انجام دهم».
بنابراین عدم تحمل عدمقطعیت همیشه به معنای «زیاد فکر کردن» نیست؛ گاهی خودش را به شکل تصمیم نگرفتن، تعلل، اجتناب یا فلج شدن در برابر انتخاب نشان میدهد.
چرخهای که اضطراب را زنده نگه میدارد
فرض کنید برای یک موقعیت شغلی درخواست دادهاید و هنوز پاسخی دریافت نکردهاید.
ذهن میگوید:
«چرا خبری نشده؟ شاید رد شدهام.»
اضطراب بالا میرود.
برای آرام شدن، ایمیل را دوباره چک میکنید.
چند دقیقه بعد دوباره چک میکنید.
بعد درباره زمان معمول اعلام نتایج در اینترنت جستوجو میکنید.
سپس از دوستی میپرسید:
«به نظرت اگر قبولم نکرده بودند تا الان میگفتند؟»
برای چند دقیقه احساس آرامش میکنید.
اما کمی بعد دوباره همان سؤال برمیگردد.
این چرخه را میتوان به شکل ساده دید:
عدمقطعیت → تفسیر تهدیدآمیز → اضطراب → تلاش برای رسیدن به قطعیت → آرامش موقت → بازگشت عدمقطعیت
همین «آرامش موقت» اهمیت زیادی دارد.
وقتی هر بار با احساس عدمقطعیت فوراً سراغ چک کردن، اطمینان گرفتن یا تحلیل بیشتر میرویم، ممکن است بهتدریج این پیام را به خودمان بدهیم:
«من نمیتوانم عدم قطعیت را تحمل کنم؛ برای آرام شدن باید مطمئن شوم.»
پژوهشهای تجربی نیز نشان دادهاند افرادی که عدم تحمل عدمقطعیت بیشتری دارند، در برخی شرایط گرایش بیشتری به جستوجوی اطلاعات برای کاهش عدمقطعیت نشان میدهند.
رفتارهایی که ظاهراً کمک میکنند اما ممکن است مشکل را حفظ کنند
بعضی رفتارها ذاتاً بد نیستند. جستوجوی اطلاعات، مشورت گرفتن، برنامهریزی و بررسی دوباره گاهی کاملاً منطقی و ضروریاند.
تفاوت در هدف و میزان استفاده از آنها است.
برای مثال، یک بار بررسی نتیجه آزمایش پزشکی منطقی است. اما اگر فرد هر ده دقیقه سامانه را باز کند، دهها مقاله درباره بدترین احتمالات بخواند و مرتب از دیگران بپرسد «فکر میکنی مشکلی نیست؟»، احتمالاً دیگر هدف فقط کسب اطلاعات نیست؛ هدف، فرار از احساس عدمقطعیت است.
همین اتفاق میتواند در رابطه رخ دهد:
«مطمئنی هنوز دوستم داری؟»
«واقعاً چیزی نشده؟»
«قول میدهی از من ناراحت نیستی؟»
یا هنگام تصمیمگیری:
«بگذار یک نقد دیگر هم بخوانم.»
«شاید گزینه بهتری وجود داشته باشد.»
«اگر انتخاب اشتباهی کنم چه؟»
و گاهی شکل دیگری پیدا میکند:
«تا مطمئن نباشم، اصلاً تصمیم نمیگیرم.»
یک تفاوت مهم: خطر واقعی یا فقط عدمقطعیت؟
تحمل عدمقطعیت به این معنا نیست که خطرهای واقعی را نادیده بگیریم.
اگر علامت پزشکی مهمی وجود دارد، باید بررسی شود.
اگر در یک رابطه نشانههای واقعی از آسیب یا سوءرفتار دیده میشود، باید جدی گرفته شود.
اگر برای یک تصمیم مالی اطلاعات ضروری کم است، جمعآوری اطلاعات منطقی است.
موضوع این است که بین دو سؤال تفاوت بگذاریم:
«آیا برای تصمیمگیری به اطلاعات بیشتری نیاز دارم؟»
و
«آیا فقط میخواهم آنقدر اطلاعات جمع کنم تا دیگر هیچ اضطرابی احساس نکنم؟»
مشکل اینجاست که رسیدن به قطعیت صددرصد در بسیاری از مسائل زندگی ممکن نیست.
چگونه تحمل عدمقطعیت را بیشتر کنیم؟
هدف این تکنیکها حذف اضطراب نیست. هدف این است که فرد یاد بگیرد حتی در حضور مقداری ابهام و اضطراب، بتواند فکر کند، تصمیم بگیرد و زندگی خود را ادامه دهد.
1. واقعیت، مجهول و داستان ذهن را از هم جدا کنید. وقتی مضطرب میشوید سه سؤال بنویسید: «چه چیزی را واقعاً میدانم؟»، «چه چیزی را نمیدانم؟» و «ذهن من چه چیزی را حدس میزند؟» مثلاً: «میدانم هنوز جواب پیامم را نداده است. نمیدانم چرا. ذهنم میگوید حتماً از من ناراحت شده است.» این تمرین کمک میکند «احتمال» را با «واقعیت» اشتباه نگیریم.
2. بپرسید: مسئلهای برای حل کردن وجود دارد یا با یک سؤال بیجواب روبهرو هستم؟ اگر فردا امتحان دارید و هنوز مطالعه نکردهاید، مسئله قابلحل است: میتوانید برنامه مطالعه تنظیم کنید. اما سؤال «اگر با وجود درس خواندن نتیجه خوبی نگیرم چه؟» پاسخ قطعی ندارد. حل مسئله برای مشکلات واقعی مفید است؛ تحلیل بیپایان یک آینده فرضی معمولاً راهحل تولید نمیکند.
3. پیش از اطمینانخواهی یک سؤال کلیدی بپرسید: «دنبال اطلاعاتم یا دنبال آرامش؟» اگر قبلاً اطلاعات لازم را دارید اما میخواهید دوباره سؤال کنید، سرچ کنید یا بررسی کنید تا احساس اضطراب پایین بیاید، چند دقیقه انجام آن را به تأخیر بیندازید. هدف ممنوع کردن چک کردن نیست؛ هدف ایجاد فاصله میان اضطراب و واکنش خودکار است.
4. رفتارهای اطمینانجویانه را بهتدریج کاهش دهید. اگر روزی بیست بار پیامرسان را برای دیدن پاسخ فردی چک میکنید، قرار نیست ناگهان هیچوقت آن را بررسی نکنید. میتوانید فاصله بین بررسیها را بیشتر کنید. در این فاصله احتمالاً اضطراب ابتدا افزایش مییابد؛ همین تجربه فرصتی است برای یادگیری اینکه «اضطراب بالا میرود، اما من مجبور نیستم فوراً آن را از بین ببرم.»
5. آزمایشهای کوچک با عدمقطعیت انجام دهید. یکی از رویکردهای درمانی مورد مطالعه این است که فرد بهصورت برنامهریزیشده پیشبینیهای خود درباره عدمقطعیت را آزمایش کند. مثلاً اگر باور دارید «اگر قبل از ارسال هر پیام پنج بار آن را بررسی نکنم، حتماً اتفاق بدی میافتد»، یک پیام کماهمیت را پس از یک بار بررسی ارسال کنید و ببینید واقعاً چه اتفاقی رخ میدهد. در یک کارآزمایی بالینی، درمان مبتنی بر چنین آزمایشهای رفتاری در افراد مبتلا به اضطراب فراگیر باعث کاهش قابلتوجه عدم تحمل عدمقطعیت، نگرانی و سایر علائم شد و دستاوردهای درمانی در پیگیری نیز حفظ شدند.
6. بهجای تصمیم «کاملاً مطمئن»، دنبال تصمیم «بهاندازه کافی خوب» باشید. بسیاری از تصمیمها تضمین ندارند. سؤال مفیدتر این نیست که «کدام انتخاب قطعاً درست است؟» بلکه این است: «با اطلاعاتی که اکنون دارم، کدام انتخاب منطقیتر و هماهنگتر با اولویتهای من است؟» تصمیمگیری سالم همیشه همراه با احتمال خطاست.
7. سناریوی «ممکن است» را کامل کنید. ذهن مضطرب معمولاً در نیمه اول جمله متوقف میشود: «ممکن است مصاحبه را خراب کنم.» نیمه دوم را اضافه کنید: «و اگر این اتفاق افتاد، بعد چه؟» شاید پاسخ این باشد: «ناراحت میشوم، بررسی میکنم چه چیزی خوب پیش نرفت و برای فرصت دیگری اقدام میکنم.» هدف مثبتاندیشی نیست؛ هدف یادآوری توانایی کنار آمدن با پیامدهاست.
8. یک جمله تحملکننده جایگزین جمله قطعیتطلب کنید.* بهجای «باید بفهمم چه میشود» میتوان گفت: «دوست دارم بدانم، اما لازم نیست همین حالا بدانم.» بهجای «اگر مطمئن نباشم نمیتوانم تصمیم بگیرم» میتوان گفت: «میتوانم با اطلاعات کافی تصمیم بگیرم، حتی اگر تضمین نداشته باشم.» و بهجای «این اضطراب یعنی خطر وجود دارد» می
توان گفت: «احساس خطر با وجود خطر واقعی یکسان نیست.»
یک مثال از رابطه:
فرض کنید فردی که برایتان مهم است از صبح پاسخ پیام شما را نداده است.
واکنش اولیه ممکن است این باشد:
«حتماً مشکلی وجود دارد.»
بعد ذهن شروع به مرور مکالمه قبلی میکند.
«نکند حرف بدی زدم؟»
آخرین بازدید او را چک میکنید.
پیام قبلی را دوباره میخوانید.
شاید به دوستتان پیام بدهید:
«به نظرت چرا جواب نمیدهد؟»
در این وضعیت میتوان تمرین را اینگونه انجام داد:
واقعیت: «هنوز پاسخ نداده است.»
مجهول: «علت پاسخ ندادنش را نمیدانم.»
داستان ذهن: «احتمالاً از من ناراحت است.»
اقدام ضروری در این لحظه: شاید هیچ اقدامی لازم نباشد.
سپس میتوان تصمیم گرفت برای مدت مشخصی پیام دیگری نفرستاد و اجازه داد عدمقطعیت وجود داشته باشد.
هدف این نیست که خودمان را متقاعد کنیم «حتماً همه چیز خوب است». آن جمله نیز نوع دیگری از تلاش برای قطعیت است.
جمله واقعبینانهتر این است:
«ممکن است دلایل مختلفی وجود داشته باشد و من فعلاً نمیدانم کدام درست است.»
یک مثال درباره سلامت:
فرض کنید فردی سردردی پیدا کرده است.
جستوجوی اولیه درباره نشانهها یا مراجعه به پزشک در صورت نیاز، اقدامی منطقی است.
اما مشکل ممکن است زمانی شروع شود که پس از ارزیابی مناسب همچنان ساعتها در اینترنت به دنبال بیماریهای مختلف بگردد و هر بار که کمی مضطرب میشود دوباره علائمش را بررسی کند.
در اینجا سؤال مفید این است:
«آیا اطلاعات جدیدی لازم دارم یا سعی میکنم به اطمینان صددرصد برسم؟»
در مسائل پزشکی، هدف تحمل عدمقطعیت هرگز جایگزین ارزیابی پزشکی لازم نیست؛ بلکه میتواند مانع تبدیل بررسی منطقی به چرخه بیپایان اطمینانخواهی شود.
یک مثال درباره تصمیمگیری:
تصور کنید بین دو پیشنهاد شغلی قرار دارید.
ممکن است هفتهها جدول مقایسه بسازید، نظرات دیگران را بپرسید و هر بار اطلاعات بیشتری جمع کنید.
اما در نقطهای دیگر اطلاعات جدید چیز زیادی به تصمیم اضافه نمیکنند.
مشکل اصلی تبدیل میشود به این سؤال:
«چطور مطمئن شوم بعداً پشیمان نمیشوم؟»
واقعیت این است که چنین تضمینی وجود ندارد.
تصمیم سالم ممکن است این باشد:
«اطلاعات اصلی را بررسی کردهام. هر دو گزینه مزایا و معایبی دارند. بر اساس اولویتهای فعلیام گزینه اول مناسبتر است و میپذیرم که نتیجه آینده کاملاً قابلپیشبینی نیست.»
آیا زیاد فکر کردن همان حل مسئله است؟
نه لزوماً.
حل مسئله معمولاً به یک اقدام مشخص منجر میشود.
مثلاً:
«برای تمدید قرارداد باید تا سهشنبه با مدیرم صحبت کنم.»
اما نگرانی تکراری معمولاً سؤالهایی تولید میکند که پاسخ نهایی ندارند:
«اگر مدیرم نظرش درباره من عوض شده باشد چه؟»
«اگر سال آینده شرایط شرکت بد شود چه؟»
«اگر تصمیم اشتباهی گرفته باشم چه؟»
یک معیار ساده وجود دارد:
اگر ده دقیقه فکر کردن شما را به اطلاعات، تصمیم یا اقدام تازهای نمیرساند و فقط سؤالهای بیشتری ایجاد میکند، احتمالاً از حل مسئله وارد چرخه نگرانی شدهاید.
تحمل عدمقطعیت یعنی بیخیال شدن؟
خیر.
تحمل عدمقطعیت به معنای بیتفاوتی، خوشبینی افراطی یا پذیرفتن هر خطری نیست.
همچنین به این معنا نیست که بگوییم:
«هرچه شد، شد.»
معنای دقیقتر آن این است:
اطلاعات لازم را جمع میکنم، اقدام منطقی را انجام میدهم و بعد میپذیرم که بخشی از نتیجه هنوز تحت کنترل من نیست.
این تفاوت بسیار مهم است.

هدف، کنار گذاشتن کنترل نیست؛ هدف، کنار گذاشتن تلاش برای کنترل چیزهایی است که واقعاً قابلکنترل نیستند.
چرا تمرین با عدمقطعیت میتواند مفید باشد؟
اگر همیشه قبل از هر اقدام منتظر احساس اطمینان بمانیم، ذهن فرصت پیدا نمیکند تجربه کند که میتوان با ابهام هم کنار آمد.
اما وقتی بهتدریج وارد موقعیتهای کوچک و قابلتحملِ نامطمئن میشویم، تجربه تازهای شکل میگیرد:
«نمیدانستم چه میشود.»
«مضطرب شدم.»
«فوراً سراغ اطمینان گرفتن نرفتم.»
«و توانستم از پس این احساس بربیایم.»
این دقیقاً یکی از منطقهای آزمایشهای رفتاری در رویکردهای شناختیرفتاریِ متمرکز بر عدم تحمل عدمقطعیت است. پژوهشهای درمانی نیز نشان دادهاند که هدف قرار دادن این سازه میتواند در درمان اضطراب فراگیر مفید باشد.
قرار نیست از عدمقطعیت لذت ببریم
هدف درمانی این نیست که فرد از عدم قطعیت خوشحال شود.
بسیاری از ما ترجیح میدهیم جوابها را بدانیم. ترجیح داشتن طبیعی است.
تفاوت میان این دو جمله مهم است:
«دوست دارم بدانم چه خواهد شد.»
و
«باید بدانم چه خواهد شد، وگرنه نمیتوانم تحمل کنم.»
در جمله اول، میل به قطعیت وجود دارد.
در جمله دوم، قطعیت به یک ضرورت روانی تبدیل شده است.
افزایش تحمل عدمقطعیت یعنی حرکت تدریجی از جمله دوم به جمله اول.
یک تمرین کوتاه برای زمانی که ذهنتان دنبال جواب فوری میگردد
وقتی متوجه شدید درگیر نگرانی، چک کردن یا سناریوسازی شدهاید، ابتدا وضعیت را در یک جمله توصیف کنید:
«در حال حاضر نمیدانم که…»
بعد مشخص کنید:
«چه چیزی واقعاً میدانم؟»
«چه چیزی را نمیدانم؟»
«ذهنم چه داستانی درباره این ابهام ساخته است؟»
سپس بپرسید:
«آیا در حال حاضر اقدام مفیدی وجود دارد؟»
اگر پاسخ «بله» است، آن اقدام را انجام دهید.
اگر پاسخ «نه» است، سؤال بعدی این است:
«آیا میتوانم بدون حل کردن این سؤال، فعلاً به کاری که برایم مهم است برگردم؟»
این لحظه، خودِ تمرین تحمل عدمقطعیت است.
چه زمانی بهتر است از متخصص کمک بگیریم؟
نگرانی درباره آینده بهتنهایی به معنای وجود اختلال روانشناختی نیست.
اما اگر نیاز به اطمینان، نگرانی مداوم، چک کردن، اجتناب یا مشکل در تصمیمگیری بخش زیادی از روز را اشغال میکند، باعث اختلال در خواب، روابط، کار یا تحصیل شده است یا فرد احساس میکند نمیتواند این چرخه را کنترل کند، ارزیابی توسط روانشناس یا روانپزشک میتواند مفید باشد.
عدم تحمل عدمقطعیت یک تشخیص مستقل نیست؛ بلکه سازهای روانشناختی است که میتواند در مشکلات مختلف نقش داشته باشد.
در نهایت
بخش زیادی از اضطراب ما نه از اتفاقی که رخ داده، بلکه از چیزی میآید که هنوز نمیدانیم رخ خواهد داد یا نه.
ذهن میخواهد فاصله میان «نمیدانم» و «مطمئنم» را هرچه سریعتر ببندد.
اما زندگی همیشه چنین امکانی نمیدهد.
گاهی اطلاعات بیشتری لازم است.
گاهی باید تصمیم گرفت.
گاهی باید اقدام کرد.
و گاهی هیچ کاری وجود ندارد که بتواند همین حالا جواب را مشخص کند.
در آن لحظه، مهارت اصلی پیدا کردن پاسخ نیست؛ توانایی ماندن با نبودن پاسخ است.
شاید یکی از مفیدترین جملههایی که بتوان در چنین لحظاتی به خود یادآوری کرد این باشد:
«ترجیح میدهم جواب را بدانم، اما لازم نیست همین حالا بدانم. میتوانم فعلاً با مقداری ابهام ادامه بدهم.»
منابع علمی
[1] Carleton RN, Mulvogue MK, Thibodeau MA, McCabe RE, Antony MM, Asmundson GJG. Increasingly certain about uncertainty: Intolerance of uncertainty across anxiety and depression. Journal of Anxiety Disorders. 2012;26(3):468–479. DOI: 10.1016/j.janxdis.2012.01.011.
[2] Hunt C, Exline JJ, Fletcher TL, Teng EJ. Intolerance of uncertainty prospectively predicts the transdiagnostic severity of emotional psychopathology: Evidence from a Veteran sample. Journal of Anxiety Disorders. 2022;86:102530. DOI: 10.1016/j.janxdis.2022.102530.
[3] Hong RY, Lee SS. Further clarifying prospective and inhibitory intolerance of uncertainty: Factorial and construct validity of test scores from the Intolerance of Uncertainty Scale. Psychological Assessment. 2015;27:605–620.
[4] Bartoszek G, Ranney RM, Curanovic I, Costello SJ, Behar E. Intolerance of uncertainty and information-seeking behavior: Experimental manipulation of threat relevance. Behaviour Research and Therapy. 2022;154:104125. DOI: 10.1016/j.brat.2022.104125.
[5] Dugas MJ, Sexton KA, Hebert EA, Bouchard S, Gouin JP, Shafran R. Behavioral Experiments for Intolerance of Uncertainty: A Randomized Clinical Trial for Adults With Generalized Anxiety Disorder. Behavior Therapy. 2022;53(6):1147–1160. DOI: 10.1016/j.beth.2022.05.003.
[6] Dugas MJ et al. A randomized clinical trial of cognitive-behavioral therapy and applied relaxation for adults with generalized anxiety disorder. Behaviour Therapy. 2010. این مطالعه درمان شناختیرفتاری مبتنی بر مدل عدم تحمل عدمقطعیت را با آرامسازی کاربردی و گروه انتظار مقایسه کرد.
[7] McEvoy PM, Mahoney AEJ. To be sure, to be sure: Intolerance of uncertainty mediates symptoms of various anxiety disorders and depression. Behavior Therapy. 2012;43(3):533–545. DOI: 10.1016/j.beth.2011.02.007.


No Comments